راههای تسلط شیطان بر مردم ( قسمت اول: تضعیف مبانی اعتقادی)
«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ 1
گفت: قسم به عزّت تو حتما آنها را به راه هلاكت خواهم برد.»
شیطان به این هدف دست نمی یابد تا اینکه بتواند بر نفس فرد مسلط شده و هیمنه پیدا کند. طبیعتاً این سلطه و هیمنه تنها بر آنان که نفس ضعیف دارند ممکن می شود و مؤمن قوی الایمان با حفظ قوت ایمان خود می تواند از این دام برهد.
قوت ایمان گاه در عرصه اعتقادات و مباحث نظری مصداق پیدا می کند و گاه در حوزه رفتارها. كياست مطرح شده در روایات، همان تقواي الهي، دوري از محرمات، اصلاح معاد و شناخت پیدا کردن انسان از عيوب خويش و غلبه بر هواي نفس خود است.
وقتی
انسان عاقل و نگهدارنده شهوت و عارف به خود و با اخلاص در اعمال و بصير و
زيرك باشد شيطان از او دور بوده و توانايي هيمنه بر او را ندارد.
همین قدر که پایه های عقیدتی یک نفر سست شده یا فرو بریزد شیطان او را به
مسیر گمراهی هدایت! می کند. مجموعه فعالیتهای شیطان در مسیر مقابله با
مسائل عقیدتی در دو دسته کلی تضعیف و تحریف مبانی عقیدتی می توان گنجاند.
تضعیف مبانی اعتقادی فرد
راهکارهای مورد استفاده شیطان و یاوران او برای تضعیف مبانی عقیدتی از این قرار است:
سوء استفاده از سوژه های مذهبی
یکی از ترفندهای شیطان در منحرف کردن افراد این است که به تناسب جایگاه،
علم و بقیه ملاحظات او برایش دام پهن می کند. طبیعی است برای متدینان و اهل
تشرع مستقیماً و به صراحت و عیانی نمی توان از ابزارهای فساد بهره برد و
باید گام به گام پیش رفت. دامهای اولیه شیطان برای افراد متدین و در برخی
موارد برای متوسطان جامعه سوء استفاده از عناوین دینی است.
تهمتهای متنوع و متعدد
تهمت، افترا و بهتان حربه ای معمولی و کارساز برای اعتبارزدایی از معارف
دینی به دینداران و حتی رهبران الهی و باورهای آنان است. خرافه 2، خوابهای
آشفته3 ، افسون4 ، دروغ کهنه و قدیمی 5 و... خواندن آنها تجربیاتی است که
در قرآن می خوانیم و در زندگی روزمره با چشم خود آن را مرور و یادآوری می
کنیم.
شریعت (دین و فرقه) سازی
دین سازی و فرقه سازی نسخه بدل مورد استفاده شیطان برای مقابله با ادیان
در طول تاریخ است. نزد خداوند متعال جریان دین از آدم تا خاتم تنها در
اسلام خلاصه می شود 6 و هرچه غیر از آن انحراف از مسیر صحیح و حق است.7 در
اینجا تنها این را یاد آور می شویم اسلامی که در عهد رسول خدا صلی الله
علیه و آله یک دسته و حزب و جناح را بیشتر تشکیل نمی داد با گذشت قرنها به
صدها فرقه متفرق شده است و هریک خود را فرقه نجات یافته و بهشتی می داند!8
انشاءالله به طور مفصل ضمن بحث مدعیان به این مقوله خواهیم پرداخت.
اقدامات ضد تبلیغی برای قطع ارتباطات
مردان خدا سخنی از جنس دل و پیام محبوب دلها را به مخاطبان خود ارائه می
کنند و کافیست مردم این پیام از دل برآمده را بشنوند تا به دلهاشان بنشیند9
به همین جهت طبیعی است اگر باب ارتباط بسته شود و بی خبران از این پیامها
در بی خبری بمانند به راحتی می توان آنان را به زمره دشمنان آن درآورد.10
در
دوره های مختلف اقدامات ضد تبلیغی شیطانیان برای قطع ارتباطات متنوع بوده
گاه بقیه را نهی می کردند مبادا به سخنان اینان گوش دهید11 گاه می-گفتند در
گوشهایتان پنبه و.. بگذارید تا حتی صدایشان را نشنوید که آنان سحر بیان
دارند و شما را مسحور خویش خواهند کرد. هجمه رسانه ای ضد اسلامی- شیعی این
روزها بازتعریفی است از همین ابزار کهنه و کارآمد شیطان. طبیعی است اگر ما
بتوانیم با ابزارهای موجود این رابطه را برقرار کنیم برگ برنده را به دست
آورده ایم.
بدگویی و عیبجویی
در فضای دینی برخی از احکام و رفتارها همراه با حواشی و توضیحات تبیین شده
و توضیح داده می شود که اگر بدون آن توضیحات و حواشی مطلب را به کسی ارائه
کنند ممکن است دچار سوء تفاهم شود؛ مثلاً اگر بدون توضیح فلسفه سجده و
جایگاه کعبه در اندیشه اسلامی به کسی تصاویر طواف و عبادت حول کعبه را نشان
دهند ممکن است تصور کنند مسلمانان کعبه پرستند !12 طعن و تمسخر دین 13 نیز
یکی از ابزارهای تضعیف باورها و کاهش گرایش افراد به سمت ادیان است.
البته
گاهی در این راستا، اشتباهات جمعیت محدودی به تمام پیروان تسری داده شده و
رفتار غلط آنان را به همه نسبت می دهند. مثال مشهور این ماجرا در روزهای
جاری نحوه عزارداریهای سیدالشهدا علیه السلام و به خصوص تصاویر مربوط به
مراسم قمه زنی شیعیان در مناطق مختلف دنیاست.
اساساً تمسخر و تحقیر ادیان روال همیشگی شیطان و شیطانیان بوده است و ما مأمور به احتراز از آنان: 14
تخریب پایگاههای عقیدتی
هر نهاد، تشکیلات و مجموعه ای جایی را به عنوان اتاق برنامه ریزی و مدیریت
برنامه های خود انتخاب می کند. در دین اسلام و فرهنگ تشیع این کارکرد را
مساجد، زیارتگاهها و مزار اهل بیت علیهم السلام و امامزادگان، حسینیه ها و
مهدیه ها، مدارس علمیه، منازل علما و روحانیون داشته و دارند. رمز دشمنی
سپاهیان شیطان با این اماکن و تلاش برای انهدام و تخریب آنها حتی تا زمان
فعلی همین امر است. البته گاه همانند حرم عسکریین علیهما السلام با بمب
گذاری آن را تخریب می کنند و گاه همانند مسجدالاقصی به دنبال بازسازی و
تغییر کاربری آن به بیت الشیطان و مرکز فرماندهی دین ستیزی اند.
جنگ و ستیز
سپاهیان شیطان زمانی که از هیچیک از راههای فوق به مطلوبش دست نیافت بر
طبل جنگ کوبیده و حق و باطل را در میدان رزم رودرروی هم قرار می دهد:
«... وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ
يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ
مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ
حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ
النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ 15
و فتنه [شرك] از كشتار بزرگتر است.» و آنان پيوسته با شما مىجنگند تا-
اگر بتوانند- شما را از دينتان برگردانند. و كسانى از شما كه از دين خود
برگردند و در حال كفر بميرند، آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مىشود
و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.»
چه مطالعه تاریخ انبیا و نیز اسلام چه مطالعه تاریخ معاصر و بررسی آمار و
ارقام مربوط به جنگها، تسلیحات و امور نظامی دنیای امروز میانه بهره برداری
شیاطین انسی از این راه را برای به خوبی روشن می سازد. هشت سال جنگ تحمیلی
و بازسازیهای پس از آن، جنگهای طولانی مدت با حزب الله لبنان و اشغال عراق
و سرکوب حوثی های یمن برخی از حوادثی که در طول سالهای گذشته شیعیان را در
امر تبلیغ و معرفی آیین الهی و نورانی اهل بیت علیهم السلام تا حدزیادی
زمین گیر کرده است. تو خود حدیث مفصل بخوان در این مجمل!
زمانی که شیطان از تضعیف اعتقادات ناامید شد و گاه برای تحکیم و تقویت آن
سراغ تحریف و انحراف مطالب و مسائل دینی می رود. همچنین ابزارهای مورد
استفاده شیطان و یاوران او برای تحریف و انحراف مبانی عقیدتی از این قرار
است:
تحریف (لفظی و معنوی)
عوض کردن واژگان و جملات(تحریف لفظی) و برداشت، تفسیر و توضیح اشتباه
عبارات (تحریف معنوی) راهی اثربخش و خوش نتیجه برای شیاطین در انحراف از
مسیر حق است. هرچند این روش یکی از ابزارهای مهم شیطان است اما اصلی ترین
مجری این برنامه قرنهاست که یهودیانند. 16 به تصریح قرآن کریم این طایفه که
دشمن ترین دشمنان مؤمنان به شمار می آیند 17
جمعیتی را به طور تخصصی و اختصاصی برای تحریف به کار گماشته اند. 18
هر دو شکل تحریف را در جهان اسلام به خوبی می توان مشاهده کرد.
با در نظر داشتن این نکته که تحریف لفظی در متن قرآن رخ نداده و تنها توانسته اند تفاسیر وارونه آیات را به خورد مسلمانان بدهند که البته این امر را مدیون درایت و از جان گذشتگی و فداکاری امیرمؤمنان علی علیه السلام هستیم و ایشان در ماههای پس از فراق رسول خدا صلی الله علیه و آله مجرای تحقق اراده الهی درباره حفظ و صیانت از ذکر الله و قرآن کریم بودند.
بدیهی است تنها و تنها با استفاده سپری که ایشان و خاندان پاک و مطهرشان علیهم السلام در اطراف ما قرار می دهند از تحریف دوم نیز می توان نجات یافت و الاّ همانند بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان از این آسیب نمی توان رهایی یافت.
با همین ابزار بود که معاویه در جنگ صفین حضرت علی علیه السلام را قاتل عمار معرفی کرد! 19 تا حدیث مشهور نبوی صلی الله علیه و آله را خطاب به عمار درباره اینکه قاتلش جمعیت ستمگرانند سوء تفسیر کند. مگر تفاسیر خشک و خشن وهابیت از قرآن کریم منسوب به کتاب خداوند رحمان رحیم نیست؟
مگر
احادیث جعلی زمینه انحراف صدها میلیون مسلمان را فراهم نیاورده است؟ مگر
نه اینست که عده ای به نام خداشناسی و توحید تمام جان و مال و عِرض و ناموس
خود را حاضرند به بیگانگان و اجانب بسپارند مهم این است خرقه صوفی نفسشان
تکان نخورد و سالم بماند! و هزاران مگر دیگر که می توان مثال زد و پرسید و
مجال بیانشان نیست و عموماً باخبریم!
نوآوری، بدعت و خرافه سازی
منظور از بدعت نوآوری و اختراعی است که در دین سابقه نداشته و پس از تولید
به نام دین ثبت و معرفی شود. 20 حضرت علی علیه السلام سرآغاز و منشأ فتنه
ها را پیروی از هواهای نفس و احکام بدعت نهاده شده معرفی می کنند. آسیب
بدعتها تا آنجاست که علما مکلف و موظفند به محض ظهور بدعتها در جامعه علم
خود را در برابر آن اظهار و عیان کنند.21 در ادامه مطلب و ضمن توضیح
ابزارهای شیطان در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.
کتمان حقایق
الزاماً انجام تعهدات و تکالیف دینی و شرعی همسو با منافع و مطامع مادی ما
نیست گاه برای بیان حق ناچاریم تلخی هایی را نیز متحمل شویم اما برخی
افراد این منافع را بر رضای خدا ترجیح می دهند و برای از دست ندادن آنها
حقیقت را کتمان و مخفی می کنند:
«إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى
مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ
يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ 22
كسانى كه نشانههاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستادهايم، بعد از آنكه
آن را براى مردم در كتاب توضيح دادهايم، نهفته مىدارند، آنان را خدا
لعنت مىكند و لعنتكنندگان لعنتشان مىكنند.»
کتمان حقایق و واقعیتها چهره دین را به نحوی دیگر به افراد ارائه می کند و از این رو در زمره عوامل تحریف دین شمرده شده است.
تجزیه اعتقادات و باورها
در صدر اسلام عده ای در پاسخ دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسلام
بهانه می آوردند که نماز، روزه، خمس یا ولایت علی را پس از تو قبول نداریم و
اگر می خواهی به تو ایمان بیاوریم باید حکم آن را از ما برداری کار تا
جایی پیش می رفت که برخی می گفتند حاضریم عذاب خدا بر ما نازل شود ولی فلان
جزء دین را قبول نکنیم23
در ادبیات اسلام تکه تکه کردن و ایمان جزیی و کنار گذاشتن جزیی دیگر مساوی کفر و بی اعتقادی به تمام دین است؛ زیرا فرد بر اساس هواها و امیال نفسانی خود به دنبال دینداری رفته نه بر مبنای رضای الهی. جالب است بدانیم سبک تجزیه اعتقادات و نیز التقاط دو راه شایع و جدی فرقه سازی این روزهاست و بسیاری بدان مبتلا شده اند.
ژست
روشنفکری که این روزها در بسیاری از اطرافیانمان قابل مشاهده است – البته
اگر خودمان دچار آن نشده باشیم!- رگه¬های تکه تکه کردن دین را به طور جدی
به همراه خود دارد؛ به خصوص در مواردی که با عبارت«به نظر من...» همراه می
شود و بی آنکه در حوزه ای خصوصاً دینی صاحب نظر باشیم به اظهار نظر و نقد
مطالب دینی و گاه خود دین! می پردازیم.
التقاط و ترکیب دین با...
در نگاه قرآن باطل محض محکوم به نابودی است و تنها حق است که می توان امید
دوام و جاودانگی بدان داشت از همین رو باطل برای بهره مندی از نعمت دوام و
استمرار خود را با حق در می آمیزد و با استفاده از همین ترفند افراد به آن
جریان متمایل می شوند:
«همانا آغاز پديد آمدن فتنهها، پيروى خواهشهاى نفسانى است و نوآورى در حكمهاى آسمانى.
نوآوريهايى كه كتاب خدا آن را نمىپذيرد و گروهى از گروه ديگر يارى خواهد تا بر خلاف دين خدا، اجراى آن را به عهده گيرد.
پس اگر باطل با حقّ در نياميزد، حقيقت جو آن را شناسد و داند و اگر حق به باطل پوشيده نگردد، دشمنان را طعنه زدن نماند.
ليكن اندكى از اين و آن گيرند، تا به هم در آميزد و شيطان فرصت يابد و حيلت برانگيزد تا بر دوستان خود چيره شود و از- راهشان به در برد-. امّا آن را كه لطف حقّ دريافته باشد، نجات يابد و راه حقّ را به سر برد.»
همان طور که گفته شد این ابزار این روزها برای فرقه سازی بسیار بسیار زیاد است.
غلوّ
مبنای دین بر اعتدال و حرکت در مسیر میانه است و هیچ تجاوزی از این حدود
مورد تأیید نیست. عده ای در امور دچار تجاوز و زیاده روی می شوند که به
شدت مورد اعتراض و انکار دین بوده است.
یکی از مصادیق شایع بیماری غلوّ مربوط به مواردی است که پیروان رهبر خود را بالاتر از حد و اقعی¬اش بدانند و به طور مشخص درباره اهل بیت علیهم السلام برای آنان جایگاه الوهی تصور کرده و آنان را خداوند و اله بنامند.
ائمه علیهم السلام خود با این نگاه به شدت برخورد کرده و غالیان را مهدور الدم می¬دانستند و حتی به یاران خود اجازه برخورد و قتل غالیان را می دادند .
این روزها در پی تصویب بودجه آمریکایی برای منحرف کردن مجالس عزاداری شاهد مجموعه ای از مداحان، شاعران و عزادارانی هستیم که ائمه علیهم السلام(به طور مشخص حضرت علی و سیدالشهدا علیهما السلام) را الله! خوانده و برخی دیگر خود را سگان! امام حسین، حضرت زینب و دیگر اهل بیت علیهم السلام خوانده و در مجالسشان برای اثبات ادعا در لابه لای عزاداری و مداحی شروع می کنند به پارس و عوعو کردن.
آیا راهی بهتر از این برای تخریب چهره متعالی معارف اهل بیت علیهم اسلام سراغ داریم؟
منبع: موعود